سيد جلال مصطفوى كاشانى

33

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

به وسيلهء حرارت ، دوباره به آب تبديل كرد ؛ ولى چنان‌كه مىدانيم بخار آب تحت تأثير حرارت شديد به گازهاى اكسيژن و هيدروژن تبديل مىشود ، در اين حالت تركيب اين گازها را نمىتوان آب ناميد ، زيرا نمىتوان آن‌ها را به وسيلهء برودت به آب تبديل كرد . قدما از اين مطلب آگاه بودند و مىگفتند آب تحت تأثير حرارت شديد ، صورت آبى خود را از دست مىدهد و صورت هوايى پيدا مىكند . پس « صورت » آن چيزى است كه هر جسم به وسيلهء آن از جسم ديگر مشخص و متمايز مىشود . اكنون ، مىتوان گفت آب تا وقتىكه صورت آبى خود را از دست نداده است ، آثار و خواصى دارد كه مهم‌تر از همه اين است كه اگر آن را به طبيعت خود واگذارند و عوامل خارجى در آن اثر نكند ، سرد و تر ( سيال ) و نيز سنگين‌تر از هوا و سبك‌تر از خاك است ، آب به واسطهء اين خواص آثار و افعالى دارد ، مثلا سردى آن مىتواند جسم گرمى را سرد كند ، قدما اين عمل را به « صورت » آب نسبت مىدادند و مىگفتند مبدأ فعل ، صورت جسم است و صورت را « طبيعت نوعيه » هم مىناميدند . ابن سينا مىگويد : اجسام عنصرى چون با هم ملاقات كنند بعضى در بعضى فعل مىكنند و هر كدام از آن‌ها به سبب صورتشان فاعل است و به سبب ماده منفعل ، چنان‌كه شمشير تيزيش فعل مىكند و آهنش كندى و فرسودگى مىيابد و اين فعل و انفعال همواره استمرار دارد تا يكى از [ اين ] دو امر پيش آيد ؛ يا يكى بر ديگرى غلبه كند و او را از نوع خود سازد ؛ مثل اينكه آتش چون به چوب برسد آن را مىسوزاند ؛ در اين حالت صورتى كه غالب شده است مىگوييم كائن است و صورتى كه مغلوب شده فاسد است ؛ يا اينكه يكى بر ديگرى غلبه نمىكند ، اما كيفيت هر دو چنان تغيير مىيابد كه در آن‌ها كيفيت متشابهى دست مىدهد ؛ اين عمل را امتزاج و آن كيفيت متشابه را مزاج مىنامند ، مثل اينكه سركه و انگبين چون با هم ممزوج شوند سركنگبين درست مىشود كه نه سركه است و نه انگبين ، بلكه كيفيت خاص دارد . اما اگر ميان آن دو جسم فعل و انفعالى دست ندهد ، مثل اينكه نمك و فلفل را به هم بياميزند آن را اختلاط مىگويند نه امتزاج ( شفا ، « فنّ سماع طبيعى » ، ص 697 ) .